تبليغاتX
دروغي به نام عشق








دلگيرم از كسي كه مرا بي تو آفريد

  • خيلی وقته کتاب حافظم گم شده . توی اتاق درهم و بر هم من ( مخصوصاً اين روزا ) شتر با بارش گم می شه چه برسه به يه کتاب کوچيک و آروم !
  • روزهام همه شبيه هم شدن ٬ هيچ فرقی بين من و ديوار های صورتی اتاقم نيست هر دوتامون پر از سکونيم و دل مردگی ...
  •  

    این چه حکمتیه که اگرم بخوایی نمی تونی بدیها رو از یاد ببری ؟ این چه حکمتیه که همیشه عمر بدیها تو ذهن آدم بیشتر از خوبیهاست ؟

     

    خستم ...

     

    داغونم ....

     

    بی رمقم ....

     

    تهی ام تهی ....

     

    1 بغض تو گلومه که داره خفم می کنه .... 1 قورباغه زشت و بدترکیب هم جلومه و زل زده تو چشمام که نه می تونم غورتش بدم نه می تونم تحملش کنم ... چند روزه قلبم درد می کنه و همون سکوت همیشگی نمی زاره که بگم جماعت آدمهایی که من براتون شاید سر سوزنی مهم باشم ، قلبم درد می کنه ؛ درد می کنه از این همه نامردی ، درد  می کنه از این همه تنهایی ...

     

    تو این دنیا به کی باید اعتماد کرد ؟؟؟

    خستم ....

    از خودم ... از همه ادما .... از همه دنیا .... امیدوارم برای صدمین بار این توانو پیدا کنم که بلند شم ....

     

    کسی بین شما پیدا می شه که زانوشو به من قرض بده که من دستمو بزارم روشو بلند شم ؟؟؟؟ کسی هست ؟؟؟

                                 

  • یه حسی دارم..ازش خوشم اومده
  • به او بگوييد دوستش دارم با صدايي آهسته ، آهسته تر

             از صداي بال پروانه ها به او بگوييد دوستش دارم با

             صدايي بلند ، بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق

             به او بگوييد دوستش دارم با هيچ صدايي، چون فرياد

            دوستت دارم نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد فرياد

            دوستت دارم را ميتوان با تپش يک قلب به تمام جهانيان

            رساند پس بگذار بدون هيچ شرمي بگويم دوستت دارم

     

  • مي‌خواهم با تو از انتظار بگويم!

    انتظار كمي باران،‌از اين همه برف، از اين همه سرد خسته شده‌ام...

                 يك آغوش گرم،‌بي سرما مي‌خواهم!

    مي‌خواهم با تو از رنگ بگويم!

    از اين همه سفيد، از اين همه سياه،‌از اين همه يكرنگي خسته شده‌ام...

    دلم كمي رنگ كمان مي خواهد...



  • حک شده توسط در 87/03/24 ساعت 23:42 ღپریساღ
    [ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


    باز هم من و تنهايي

     

    خودم هميشه به همه ميگم سعي كنيدزندگي  خودتونو دوست داشته باشيد

    توی همه مشكلات خودتونو مقصر ندونيدو بخاطر همه چيز خودتونو سر زنش نكنيد

    چون اينجوري خودتونو و ارامشتونو از بين ميبريدو............................

    اما هيچوقت هيچ يك از اين حرفا رو به خودم نگفتم تا........................

    توي همه مشكلات اجتماعي و خوانوادگي تنها كسي كه مقصر بوده من بودم

    چه از طرف خودم وچه از طرف بقيه و بازم چراشو نمي دونم

    بخاطر همه كارهاي كرده ونكرده خودمو سرزنش ميكنم و هيچكس نيست كه بگه اين كارو با خودت نكن

    هميشه ارامشمو بخاطر همه وهمه به هم ميزنم و بجاش بغض و ناراحتي و شكنجه روحي رو جايگزين ميكنم

    بدون  اینکه  کسی  مخالفتی  نشون  بده

    چون اين حق منه و مثل هميشه من مقصرم...............................

    ميدونيد من كسي هستم كه همه چي تو زندگيش داره ولي در عين حال هيچي نداره

    اين خيلي درداوره كه همه ا طرافيانت پيشت باشن ولي تو حتي اونا رو احساس نمي كني

    چرا ؟چرا؟جرا؟

    اين سوالو خيلي برا خودم تكرار ميكنم ولي هيچ جوابي براش ندارم

    چرا من بايد هميشه به ياد همه باشم ولي يك نفر فقط يك نفر هم به ياد من نباشه منو دركم نكنه

    بخدا منم انسانم منم ناراحت ميشم منم از زندگي سير ميشم منم احتياج به همدردي دارم

    چرا من بايد هميشه برا همه سنگ صبور باشم ولي هيچكس از من نپرسه چته؟ چرا ناراحتي؟

    من چقدر تو زندگيم چرا دارم خدايا

    چرا؟اخه چرا؟

    باز هم من و تنهايي*باز هم من و تنهايي

    تنها دوست و همدمي كه هيچ وقت و در هيچ شرايطي منو تنهام نمي ذاره

    وبهم وفاداره.............تنهايي خودمه.................

    نمي دونم شايد يه جورايي به اين تنهايي هام و به اين دلتنگيهام

    وابسته شدم

    اين دو هميشه با من هستند و خواهند ماند       تنهايي و دلتنگي

    من هیچ حقی ندارم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



    حک شده توسط در 87/02/02 ساعت 11:55 ღپریساღ
    [ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


    سلام

    خیلی سال پیش در دو روز بعد یعنی ۱۱ اسفند ماه ، پریسا چشم به جهان گشود . ازهمان کودکی همهگان او را کودکی مهربان ، خانه خراب کن و دیوار راست بالا رو نام نهادند . روزهای کودکی را به فراگیری روشهای قتل عام گنجشکان و شکستن شیشگان همسایه ها سپری نمود و در زمان خود سرآمد بچههای مهد کودک بود … ادامه دارد

                          

     

    پیام رئيس جمهور به مناسبت میلاد پریسا خانوم: به مناسبت میلاد مبارک و با سعادت پریسای عزیز را به همه ایرانیان  و ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت تبریک و تهنیت عرض میکنیم بدین جهت، دولت ایران به مناسبت این میلاد فرخنده  روز شنبه را  تعطیل و جشن عمومی اعلام میکند . بدین منظور مجلس جشن تولدی نیز ، در کاخ ریاست جمهوری برگزار میگردد . بدیهی است همه میتوانند با در دست داشتن کادو های گرانبهایی به این جشن تولد مهم تشریف بیاورند . لطفا عطر و عروسک  بیاورید(عطرش خوشبو باشه) :) ..عکسهای تولد روز ۱ شنبه در این بلاگ..

     

                          

     

    زن متولد اسفند

     

    جذابيت جز ء وجود دختري است كه در ماه اسفند متولد شده است و پي بردن به آن هم نيازي به خواندن كتب و مقالات ستاره شناسي ندارد. به موازات اين جذابيت نقاط ضعفي نيز در وي وجود دارد، اما آنچه كه در بدو امر نظر شما را به سوي خود جلب خواهد كرد، ظرافت و حالت زنانه غير انكار اوست.زن متول اسفند ظرف عسلي است كه قدري فلفل به داخل آن ريخته شده است. براي زن متولد اسفند اين امكان بيش از پيش فراهم شده است تا در زير ظاهر بسيار جذاب خود گزندگي تندتري از فلفل پيدا كند.از سوي ديگر به جرات مي توان ادعا كرد كه زن متولد اسفند، به عنوان يك زن، از بسياري جهات بي نظير است. او نه تنها كسي نيست كه بخواهد بر مرد زندگي خود حكومت داشته باشد و چنين آرزويي حتي در اعماق قلب وي نيز وجود ندارد بلكه حاضر است با بردباري بي نظيري تمام خود خواهي هاي يك مرد را تحمل كند فقط به اين شرط كه به طور كامل مورد حمايت او قرار بگيرد. دختر متولد اسفند از سنين ميانسالي به بعد با تمام وجود خويش خواهان آن مي گردد كه سر ظريف خويش را روي شانه هاي پهن و قدرتمند مردي قرار بدهد و در پناه وي احساس كند كه مورد حمايت قرار مي گيرد و موانع و مشكلاتي كه بر سر راه وي قرار مي گيرند، يكي پس از ديگري به وسيله مرد محبوب خود از ميان برداشته مي شود.براي زن متولد اسفند مرد اعم از اينكه برادر باشد يا پدر، دوست باشد و يا شوهر، موجودي است كه مي تواند وسط حياط منزل بايستد و در حالي كه يك دست خود را به كمر زده است، با دست ديگر جلوي سنگ آسماني عظيمي را كه از كهكشان ها به سوي او پرتاب شده است. بگيرد. شما يك چنين نظريه اي را با بردباري عجيب او در تحمل غرور خاص مردان مخلوط كنيد و مقداري هم گرمي و ذوق و شوق به آن اضافه كنيد و آن وقت پي خواهيد برد كه چرا دختري كه در ماه دوازدهم سال به دنيا آمده است، اين چنين مورد توجه مردهاست.محل زندگي ماهي درياست و دريا مركز نرمش و رمز و اسرار و زيبايي هاست و مرد شيفته اين زيبايي و رمز و اسرار وجود زن است.زن متولد اسفند در بهار مانند پرندگان سرشار از عشق و هيجان است. در تابستان لباس كوتاه را فراموش نمي كند و در پلاژها در كنار دريا جذاب ترين لباس زير را به تن دارد. در پاييز با اشتياق تمام در كنار شما به تماشاي مسابقه فوتبال( كه ممكن است هيچ چيز از آن نداند) مي نشيند و در حالي كه دست خود را براي گرم كردن به داخل جيب كت شما كرده است. مرتبا راجع به جريان بازي از شما سئوالاتي مي كند. و زمستان بسان يك دختر شاد و جذاب لباس اسپورت مي پوشد و به اين ترتيب در يكايك دقايق زندگي لحظه اي با ظرافت ها و جذابيت هاي زنانه فاصله پيدا نمي كند. بي جهت نيست كه گفته اند زن متولد اسفند كندو است و مردها هم زنبور عسل اين كندو هستند.ناراحت ترين مرد در جوار زن متولد اسفند احساس آرامش مي كنند. او آبي است كه بر روي آتش ريخته مي شود. پس از چند دقيقه گفت و گو مرد آشكارا درك مي كند كه به علت اشتباهات خود مورد سرزنش او قرار نمي گيرد و مشكلاتي را كه با آن ها مواجه مي باشد، ناجيز و غير قابل بحث مي شمارد،‌ از آن گذشته زن متولد اسفند هميشه ايمان راسخ دارد كه شكست هاي مرد زندگي او به علت ندانم كاري هاي ديگران است. او هرگز شوهر خود را مجبور نمي كند كه قدم هاي سريعتري در زندگي بردارد، موقعيت اجتماعي اين مرد،‌ هر چه كه باشد، براي او كافي و حتي بهترين است.پس از ازدواج ممكن است قدري به جان شما نق بزند، اين نق زدن ها گاهي حالت گوشه و كنايه هم پيدا مي كند،‌ در حالي كه شما هرگز نمي توانيد از خود عكس العملي نشان بدهيد زيرا جذابيت زن متولد اسفند حربه اي نيست كه مرد بتواند در مقابل آن مقاومت كند،‌ به علاوه فرض كنيم( آن هم بر فرض محال) كه از كوره در رفتيد و اوقات تلخي به راه انداختيد، خيال مي كنيد چه خواهد شد؟ با نرمش خاص خود را در زير چتر حمايت شما قرار خواهد داد و لحظه اي با كمال تعجب مشاهده خواهيد كرد كه حريف با شما در يك جبهه قرار گرفته است و شما بر عليه موجودي كه ديگر وجود خارجي ندارد و نمي دانيد كيست و كجاست، داريد مي جنگيد.طبيعي است با برخوداري از يك چنين ظرافت هاي زنانه اي و با توجه به ضعفي كه مردها در مقابل آن دارند، زن متولد اسفند به راحتي مي تواند نقاط ضعف و معايب خويش را ازچشم مرد زندگي خود بپوشاند. صورت فلكي برج خوت دو عدد ماهي است كه در دو جهت مخالف در حال شنا كردن هستند، اين دو ماهي را هميشه درست شكل هم مي كشند. چه اشتباه بزرگي! به ستارههاي تشكيل دهنده اين برج در آسمان نگاه كنيد و به رأي العين ببينيد كه به هيچ وجه داراي تقارن نيستند. يكي از اين دو ماهي سمبل زيبايي و لطافت و آن ديگري سمبل نرمش و ظرافت است كه در دو جهت مختلف در حال شما مي باشند و به اين ترتيب براي او هميشه اين امكان وجود دارد كه بتواند با يك مانور سريع و ظريف خود را از مخمصه نجات بدهد، در حالي كه اين اماكان براي زنان متولد ماههاي ديگر اصلا وحود ندارد.او خيلي بيش از زن هاي ديگر حساس است و اگر رفتار شما بيش از حد تند و خشن باشد، نظام دلپذيري را كه طبيعت در نهاد وي به وديعه گذاشته است، به هم خواهد زد و آن وقت تبديل به موجودي بي هدف و عاطل و باطلي مي گردد كه ديگر نخواهيد دانست با او چه بايد بكنيد. زن متولد اسفند جواهري است كه خيلي چيزها ممكن است او را ضايع بكند. مادران و پدران هم بايد مراقب اين حساسيت باشند، و اگر دختري دارند كه در دوازدهمين ماه سال متولد شده است،‌نبايد كاري كنند كه ماهي هاي صورت فلكي او از هم جدا شوند و در غير اين صورت او به زودي تبديل به موجود تنها و سرگشته اي خواهد شد كه بدون هيچ نوع هدف و منظوري در اقيانوس بزرگ زندگي به شنا خواهد پرداخت و لحظه اي از جستجو آن نيمه ديگر صورت فلكي خود كه از وي جدا شده است، باز نخواهد ايستاد.خوشبختانه بسياري از دختران متولد اسفند داراي نيروي فكري لازم براي جلوگيري از جدا شدن ماهي هاي صورت فلكي خود از يكديگر هستند و براي اين كار حداكثر بهره برداري ممكن را از ظرافت هاي زنانه خويش به عمل مي آورند.در دو جهت قرار داشتن ماهي هاي صورت فلكي برج خوت موجب پيدايش خصوصيات ذاتي ديگري نيز در زنان متولد اين ماه مي گردد و آن اين است كه شما در نظر اول هرگز نمي توانيد متوجه هدفي كه اين زن در پي آن است، بشويد. او لحظه اي به اين سو مي لغزد و لحظه اي بعد ظريفانه در جهت عكس آن به حركت در مي آيد، براي صيد او تنها راه اين است كه بدانيد محل سكونت او كدام يك از ده تا رودخانه اي است كه به دريا مي ريزد. صيادان خوب مي دانند كه هر ماهي رودخانه اي براي خودش دارد.قبل از هر چيز اين را بايد بدانيد كه او بسيار باريك بين و دقيق است، شايد لازم باشد كه لغت ناقلا را نيز به باريك بيني اضافه كنم زيرا بسياري از كساني كه به دام دختران متولد اسفند افتاده اند، اصلا نمي توانند بگويند چطور اين واقعه رخ داده است.هيچ بعيد نيست كه شما در اين لحظه زن متولد اسفندي را مي شناسيد كه هر بار به ديدن او مي رويد با لبخندي به مراتب دلنشين تر از آنچه كه انتظار آن را داريد، از شما استقبال مي كند و اين فكر در سر شما وجود دارد كه روزي نام خانوادگي خود را شامل حال او نيز بكنيد. شما خيال مي كنيد كه او اصلا زيرك نيست، اما به احتمال خيلي زياد اشتباه مي كنيد.آمار نشان مي دهد كه دختران ديگر موفق به پيدا كردن شوهر براي خود مي شوند و يا در بين زناني كه به علتي از همسران خود جدا شده اند و بعد هم تنها مانده اند، اقليت مطلق با كساني است كه در اين ماه متولد شده اند. اما خوب شما ممكن است اسم ديگري روي آن بگذريد، مثلا مي گوييد، شرم و جذابيت و هوش زنانه موجب مي شود كه ماهي ها عوض شكار شدن صيادان را به دام اندازند.اين زن سخت رؤيايي است، و با وجود آنكه ظاهرا كوچكترين اطلاعي از اصول تنظيم بودجه ندارد، خيلي خوب لباس مي پوشد، ميهماني مي دهد، كرايه خانه و اقساط لوازم قسطي را سر موعد مي پردازد، هداياي تولد شوهر و بچه هاي خود را فراموش نمي كند وخلاصه آخر كار كه نگاه مي كنيد، مي بينيد كه با پولي كه براي خرج منزل در اختيار وي گذاشته شده است، همه كارها را انجام داده است، در حالي كه شما حتي تصور آن را هم نمي كرده ايد. روابطي كه اين زن با ديگران برقرار مي كند، بدون شك در نوع خود منحصر به فرد است. از زن همسايه گرفته تا رفتگري كه ظرف زباله را مي برد، بقال سر كوچه، نفتي، بچه هاي محل، قصاب، روزنامه اي، و حتي صاحبخانه كه هر ماه براي گرفتن كرايه مراجعه مي كند،‌با او سلام و عليك بسيار دوستانه اي دارند. او عملا موجودي است كه هيچكس خود را دشمن وي نمي داند.سياره اين زن نپتون و مركب او باد صبا است، و دختر متولد اسفند سوار بر اين مركب هر لحظه به سويي ركاب كش است. او به گونه اي تعجب آور احساساتي است و وقتي قلبش شكسته مي شود، مثل سيل اشك مي ريزد و چنان نگاه مظلوم و سرزنش آميزي به شما مي اندازد كه گويي خرگوشي را به هنگام شير دادن به بچه هايش كشته ايد. دختر متولد اسفند گاهي اوقات دستخوش اين توهم مي گردد كه در اين دنياي پر آشوب فاقد هر نوع وسيله دفاعي و حفظ بقا مي باشد، در اثر يك چنين توهمي نااميدي سراسر وجود وي را در بر مي گيرد و وظيفه شما خواهد بود كه به وي بفهمانيد ذكاوت خارق العاده اي كه طبيعت به وي داده است و نيروي عجيبي كه در جلب نظر ديگران دارد، حربه هاي قاطعي مي باشند كه در دسترس او هستند و مي تواند با اتكاء به آن ها گليم خود را به مراتب راحت تر از ديگران از آب بيرون بكشد. مشكل ترين درسي كه اين دختر بايد در زندگي فرا بگيرد، فائق آمدن بر دودلي ها و خجول بودن است. اگر ترس به اعماق وجود او رخنه كند،‌ تمام روابط او را با دنياي خارج قطع مي سازد و آن وقت اين خطر وي را تهديد مي كند كه تمام عمر تنها بماند. هميشه از آن هراسناك است كه مورد تعدي و تجاوز ديگران قرار بگيرد و اين خود مي تواند سخت موجب ناراحتي اش بشود .اينجا و آنجا، دختر متولد اسفند طبيعت آسيب پذير خويش را زير سرپوش يك شخصيت متكي به خود پنهان مي سازد و اين مي رساند كه سخت از بي پناهي در اين دنيا هراسناك است و سخت از بي پناهي در اين دنيا هراسناك و پيوسته از آن بيم دارد كه اگر اسرار قلب رئوف خود را صادقانه جلوي كسي بازگو كند، مانند گرگ آن را هم بدرد، و شايد به همين دليل هم باشد كه بسياري از زنان شاعر متولد اين ماه سرايندگان اشعاري هستند كه دقيق ترين نكات عشقي در آن ها بيان شده است. براي ايشان تنها كساني كه مي توانند مكنونات قلبي خود را بدون ترس و واهمه باز كنند، قلم و كاغذ است. حتي شجاع ترين دختران متولد اسفند نيز در دوستي با جنس مخالف از يك دودلي و ترس عظيم رنج مي برند. اين يك قدم به جلو آمدن ها يك قدم به عقب رفتن ها به كلي موجب سردرگمي و گيجي پسران اطراف او نيز مي گردد و روابط آنها بيش از پيش مغشوش مي شود.زن متولد اسفند از صميم قلب به كودكان خود عشق مي ورزد اما هرگز به ايشان اجازه نمي دهد به گوشه خاص شما قدم بگذارند. بخش بزرگي از قلب او از آن شما است و هيچ كس را ياراي دخول به آن نيست. او فرقي بين بچه هاي خود نمي گذارد اما به آنكه قدري زشت تر، ظعيف تر و شكننده تر است، اندكي بيشتر مي رسد. مادر متولد اسفند بدون شك بهترين مادر دنيا است، چون هيچ موجودي به اندازه او علت خجالت هاي پسر كوچولو و درد عظيم عشق هاي زودگذر دخترنوجوان خود را درك نمي كند. او حاضر است همه چيز زندگي خويش را فداي كودكان خود كند و مخصوصا سعي بر آن دارد كه مانع محروميت كشيدن ايشان از چيزهايي بشود كه خود در دوران كودكي از آنها محروم بوده است. گذشت و چشم پوشي او ممكن است قدري بيش از حد لزوم باشد. انضباط را به سختي مي تواند مرعي بدارد و اين نقطه ضغفي است كه گاهي اوقات تا حد بي توجهي پيش مي رود و موجب بدبار آوردن كودكان مي گردد. طبيعي است كه در يك چنين مواردي اين وظيفه پدر است كه نظم شديدتري نسبت به كودكان خود به موقع اجرا بگذارد. زن متولد اسفند ترجيح مي دهد كه شما نان آور خانواده باشيد و او زن خانه باقي بماند. به كار شما كاري نخواهد داشت و به وي مربوط نيست كه از كجا پول در مي آوريد، و اگر از نظر مالي با مشكلي مواجه شديد، فقط وقتي به كمك شما خواهد آمد كه واقعا به بن بست رسيده باشيد. سر به هوايي او در خرج و دخل منزل را چندان جدي نگيريد زيرا همانطور كه گفته شد. تا آخر ماه كسري نخواهد آورد.شايد باور نكنيد، اما او پيوسته از نيروي عجيبي الهام مي گيرد. سياره نپتون لحظه اي چشم از او بر نمي دارد و هر وقت لازم باشد، با قدرت وارد عمل مي گردد و راه و چاه را به وي نشان مي دهد. هرگز روز تولد او، سالگرد ازدواج و يا محلي را كه از وي خواستگاري كرده ايد، فراموش نكنيد، زيرا او خيلي بيش از هم جنسان خود زن است و احساساتي و پايبند به خصوصيات خاص خود مي باشد.



    حک شده توسط در 86/12/09 ساعت 20:37 ღپریساღ
    [ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


    آفتاب خوشبختی

                     

    سلام ..چند وقتيه آپ نكرديم البته نه به اين معنا كه خبري نيست.. می دونی خدا دیگه از این همه بازی خسته شدم . دلم یه جای آروم می خواد یه جای آروم و ساکت و پر از تنهایی . پر از تنهایی . خیلی وقته دلم واسه تو هم تنگ نمیشه دلم می خواد تا فردا ترانه ی " خدانگهدار عزیزم " رو روی ریپیت بذارم و همش گوشش کنم..

    این چند خط رو می نویسم به یادگار.از روزهای سخت و تلخی که هیچ چیز سر جای خودش

    نیست. که همه چیز گره خورده به هم. از روزهای دلشوره و دلواپسی و چه کنم ها. از غم. از

    دلی که خوش نیست. از هوای خانه ای که عجیب خاکستری و گرفته شده. از خنده ای که به

    روی لب نمی نشینه. از هیاهویی که تو خونه نمی پیچه. از آهنگ امید و روحیه ای که طنین

    نمی ندازه و آرامش نمی بخشه.

    می نویسم به یادگار.

    تا روزی که بتابد دوباره آفتاب خوشبختی بر این خانه.

    تا لطافت دوبارهء باران بهار.. تا روزهای تازگی...طراوت...زندگی...

                     

    وقتی تنها می شی ، یکسری آدما خودشون رو بهت خیلی نزدیک می کنن،

     نمیشه فهمید که دقیقا دلیلشون از این نزدیکی چیه، شاید می خوان تو

     احساس تنهایی نکنی و با حضورشون تو تنها نباشی،شاید می خوان جای

     خالی اون رو برات پرکنن ، بعضی هم که از جنس او هستن از این جدایی

     خوشحال شده و می خوان با نزدیکی جای اون رو بگیرن،بعضی ها هم که

     ته دلشون احساسی نسبت به تو دارن نزدیک می شن،تا شاید تو احساسی

     روکه به اون داشتی رو نسبت به اونا پیدا کنی . ولی افسوس که نمی دونند

     جدایی دردی ست که فراموش نمی شه،حتی اگه خودتم رو به اوج بی خیالی

     بزنی بازم گهگاهی سری به خاطرات اون دوران می زنی حالا هر چقدر که

     طرفت بد بوده.درسته با حضور یکی دیگه می شه تا حدودی اون رو

     فراموش کنی ولی بازم به خودت بستگی داره که بخوای فراموش کنی یا

     نکنی.تصمیم آخر با توست.

    اما این رو هم بدون که همیشه نمی شه با گذشته زندگی کرد و شاید یکی از اونها کسی باشه که

     همیشه آرزوی بودنش رو داشتی. 

                         

    دوست داشتم الان کسی بود که باهاش حرف می زدم. نه . حوصلهء حرف زدن ندارم. دوست

    داشتم کسی بود که حرف می زد..پشت تلفن. و نه اینجا. دلم نمی خواد یک شب تنهایی بعد از

    این همه مدت رو به کسی بدم. و کسی نیست. یعنی کسی که من بخوام حرفهاش رو بشنوم! چراغ

     های رابطه خاموشند به گمانم!...و این روزها می گذره...خیلی سریعتر از حد تصور...

    دلم برای بعضیا تنگه. یکی از نتایج تنهایی اینه که می بردت به اونجاهایی که نباید! و اینه که

    واسه بعضیا و بعضی روزا و بعضی خاطره ها دلتنگ میشی.۱۰ روزه دیگه تولدمه..الان ۱

    ماهه دارم برای کنکور پزشکی درس میخونم..من باید دکتر بشم دعام کنید.من میتونم چون

    هیچی از بقیه کم ندارم..برام دعا کنید.ولنتاینم گذشت و .........بی خیال

    دلم چایی می خواد. کل خونه رو گشتم یه دونه لیپتون پیدا کنم که نبود. حوصلهء چایی دم کردنم

    نداشتم. اینه که خرما و گردو بدون چایی خوردم.ظرفشم همینجا کنارمه. ایناهاش! دلم کتاب خوب

     هم می خواد. ندارم. خیلی وقته کتاب خوب ندارم! دلم...کوفت و دلم!

     

    هی نشین غصه نخور رفته که رفته

                                                 اگه دوست داشت،نمی رفت اون که رفته

    هی نشین چشم به راه رفته که رفته

                                                 اگه عاشق بود ، نمی رفت اون که رفته

    یاد حرفای قشنگش،می دونم مثل یه داغه

                                                 اون دلت خیلی گرفته،شده قلبت پاره پاره

    اون که رفته دیگه رفته،دیگه اون دوست نداره

                                                 دیگه دست بردار عزیزم،برو سوی عشق تازه

    هیچکس نمی دونه توی دلت چی می گذره

                                                 حرفات اندازه کوه ، پرغروری خیلی ساده

    اون که رفته دیگه رفته،دیگه برگشتم نداره

                                                 اگه دوست داشت،نمی رفت اون که رفته



    حک شده توسط در 86/12/01 ساعت 10:43 ღپریساღ
    [ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


    امروز وبلاگم یک ساله میشه.

    یک دقیقه سکوت ...یک سال گذشت! به همین راحتی. یه سال از عمر من و شما و این وبلاگ گذشت. یک سال نوشتم و از مشکلات گفتم. واسه چی؟ چی گیر من اومد؟ اینا رو واسه کی نوشتم؟

     

    اوهووم

     

    امروز وبلاگم یک ساله شد

     

    اصلن نمیدونم چطور یک سال گذشت...

     

    چطور این وبلاگ رو زدم که الان یک ساله توش مینویسم

     

    چقدر باهاش خاطره خوب وبد داشتم

     

    درسته اکثر اون خاطرهام حذف شده

     

    اما مهم اینه که یادشون باهامه

     

    مهم اینه که من الان یکسال درد و دلامو تو این وبلاگ مینویسم...

     

    ولی باید یه تغییری توش بدم...

     

    نمیدونم چی /

     

    اما میدونم یکم باید سر به راهش کنم..

     

    یکم باید ادمش کنم

    تو این مدت اتفاق های خوب و بدی افتاده برام. تو این مدت دوستان خوبی پیدا کردم و قدر تک تک اونا رو میدونم.قدر دوستان قدیمی رو بیشتر از پیش دارم.

    تو زندگیم هم یه اتفاق افتاد که شروع خوبی داشت و نمی دونم آخرش چی میشه؟

    به خاطر اینکه ظاهرا کنار اومدم ولی از ته دل نمی تونم قول کنم .نمی دونم اون کنار اومده یا نه؟خیلی دلم می خواد نظر اونو هم بدونم!!!!!!!!!!

     

     

    پی نوشت:

     

    برای روز میلاد تن خود/من اشفته رو تنها نزاری

     

    برای دیدن باغ نگاهت/میون پیکر شبها نزاری

     

    همه تنهاییا با من رفیقن/ من و در حسرت عشقت نزاری

     

    برای روز میلاد تن خود /منو دور از دل و دیدت نزاری

     

    دلم دلتنگه و مهرت رو میخواد/ دلم رو در پی غمها نزاری

     

    میام تنها توی قلبت میشینم /منو قلبت رو جایی جا نزاری

     

    عزیزم جشن میلادت مبارک/منو اون سوی جشن دل نزاری

     



    حک شده توسط در 86/09/29 ساعت 23:28 ღپریساღ
    [ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


    با تو بودن خيلی وقته که گذشته ...

                   

    دوروزه دارم با خودم کلنجار میرم که ننویسم. نمیخوام

    تکراری بنویسم و نمیخوام بنویسم چون کار دارم و سرم

     شلو غه و نمیخوام بنویسم چون خسته‌ام از تکرار

     بیهوده‌اش!!!

    نمیدونم با فلاش‌بکهای ذهنیم چه کنم؟!! نمیدونم چطور

    مهارش کنم ذهنم رو؟!! خسته‌ام، خسته!!

    چقدر ازش بنویسم، چقدر بیاد بیارم، چقدر...چقدر؟! اگه

    خوب بود که نمیرفت، پس چرا همش به یادم میاد؟!! چرا

     ذهنم برمیگرده به ریزترین جزئیات اون روزها، به

    ریزترینهایی که همون لحظه شاید برام مهم نبود ولی حالا

     خوره روحم شدن.

    من واقعا واسه ی تو و امثال تو متا سفم

     

    نمی دونم قسمت اين بود يا سرنوشت اينطور برای من

    رقم خورد .

    من ناراحت نيستم از اينکه اون ديگه توی زندگی من

    نيست ...فقط از عمر هدر شدم ناراحتم  که جبران ميکنم .

    هر چند سخت باشه از يه عمر سختی کشيدن که بد تر

    نيست .

    خدا رو شکر ميکنم که تا دير نشده بود واقعيات رو به من

    نشون داد و من الان ميتونم بدون دخالت احساسم تصميم

     بگيرم ...تو اینقد پستی که حتی جلوی همه خرابم

    کردی.این حرفایی که گفتی اگه مرد بودی جلوی خودم

    میگفتی .....راستی شنیدم گفتی من در حد تو

     نیستم...اره راست میگی من کجا و تو کجا..تو یه

     اشغالی ..یه اشغال که به قول خودت بوی گندت همه

     جارو پر کرده..برو که دیگه حتی از شنیدن اسمت حالم بد

     میشه..دیگه نمیخوام ببینمت....متاسفم برای خودم که

     عمرم و هدر کردم و برای زمین که اشغالی مثل تو روش

     قدم بر میداره.....برو گم شو..

     

                           



    حک شده توسط در 86/08/21 ساعت 19:55 ღپریساღ
    [ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


    .... cut

     

    خوبم.بد نیسم .خوب نیسم...

    در نواسانم. گاهی وقتا یه دفعه گیر میدم به هر چیز کوچیکی.گاهی وقتا خیلی دل گنده میشم

    اعصابم خط خطی .یه جوریم.حال خودمو نمیفهم.نمیدونم چه جوریم .یه جور اضطراب

    یا شاید انتظار.

    این روزا صبرم انگار تموم میشه یه دفعه ...خیلی دلم پره ..رسیدم به جاییکه فکر میکنم خیلی خطرناکه اگه

    همین جوری پیش برم...همه جا سیاهه مثل من....مثل شب....هیچی ندارم که

    بگم................................

                    .... cut    

     



    حک شده توسط در 86/08/16 ساعت 21:36 ღپریساღ
    [ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


    This Template designed by Atelobatel , Copyright © 2007 all rights reserved

    Javacity