تبليغاتX
دروغي به نام عشق








امروز وبلاگم یک ساله میشه.

یک دقیقه سکوت ...یک سال گذشت! به همین راحتی. یه سال از عمر من و شما و این وبلاگ گذشت. یک سال نوشتم و از مشکلات گفتم. واسه چی؟ چی گیر من اومد؟ اینا رو واسه کی نوشتم؟

 

اوهووم

 

امروز وبلاگم یک ساله شد

 

اصلن نمیدونم چطور یک سال گذشت...

 

چطور این وبلاگ رو زدم که الان یک ساله توش مینویسم

 

چقدر باهاش خاطره خوب وبد داشتم

 

درسته اکثر اون خاطرهام حذف شده

 

اما مهم اینه که یادشون باهامه

 

مهم اینه که من الان یکسال درد و دلامو تو این وبلاگ مینویسم...

 

ولی باید یه تغییری توش بدم...

 

نمیدونم چی /

 

اما میدونم یکم باید سر به راهش کنم..

 

یکم باید ادمش کنم

تو این مدت اتفاق های خوب و بدی افتاده برام. تو این مدت دوستان خوبی پیدا کردم و قدر تک تک اونا رو میدونم.قدر دوستان قدیمی رو بیشتر از پیش دارم.

تو زندگیم هم یه اتفاق افتاد که شروع خوبی داشت و نمی دونم آخرش چی میشه؟

به خاطر اینکه ظاهرا کنار اومدم ولی از ته دل نمی تونم قول کنم .نمی دونم اون کنار اومده یا نه؟خیلی دلم می خواد نظر اونو هم بدونم!!!!!!!!!!

 

 

پی نوشت:

 

برای روز میلاد تن خود/من اشفته رو تنها نزاری

 

برای دیدن باغ نگاهت/میون پیکر شبها نزاری

 

همه تنهاییا با من رفیقن/ من و در حسرت عشقت نزاری

 

برای روز میلاد تن خود /منو دور از دل و دیدت نزاری

 

دلم دلتنگه و مهرت رو میخواد/ دلم رو در پی غمها نزاری

 

میام تنها توی قلبت میشینم /منو قلبت رو جایی جا نزاری

 

عزیزم جشن میلادت مبارک/منو اون سوی جشن دل نزاری

 



حک شده توسط در 86/09/29 ساعت 23:28 ღپریساღ
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


This Template designed by Atelobatel , Copyright © 2007 all rights reserved

Javacity