بنام تنها پناه آشفتگان ديار سرنوشت تقدیم به چشمهایی که در راه ماندند ودلهایی که آنها را راندند, تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست...
نفس می کشیم به حکم تقدیر می مانیم به فرمان سرنوشت میجوئیم به تدبیر اندیشه و می خواهیم به خواهش دل زندگی می کنیم به امید رسیدن به ارزو ها مبارزه میکنیم برای رسیدن به پیروزی و چه شیرین است موفقیت ان زمانی که بی مهریهای زمانه بارها ما را چون شیشه های شکننده خورد می کند ولی ما چون صخره ای پایدار همچنان ایستاده ایم زندگی را دوست دارم و دل بسته به انانی هستم که در دلم جای دارند